تبليغاتX
ღ•.•A •.•ღ

ღ•.•A •.•ღ

♥_♥

چقدر سخته

چقدر سخته کسی که دوسش داری ولی نتونی بهش بگی دوستت دارم




چقدر سخته چیزی كه تا دیشب بود یادگاری صبح بلند شی و ببینی كه

 دیگه دوسش نداری



چقدر سخته كه بغض داشته باشی ،اما نخوای كسی بفهمه



چقدر سخته كه عزیزترین كست ازت بخواد فراموشش كنی



چقدر سخته كه سالگرد آشنایی با عشقت رو بدون حضور خودش جشن

 بگیری



چقدر سخته كه روز تولدت ،همه بهت تبریك بگن بجز اونی كه فكر می كنی

 بحاطرش زنده ای



چقدر سخته كه غرورت رو بخاطر یك نفر بشكنی بعد بفهمی كه دوست

 نداره



چقدر سخته كه همه چیز رو بخاطر یك نفر از دست بدی ، اما اون بگه نمی

 خوامت



چقدر سخته كه نباشه هیچ جائی برای آشتی بی وفاشه اونكه جونتو

 واسش گذاشتی



چقدر سخته تو زمستون غم بشینه رو برفا می سوزونه گاهی قلب رو زهر

 تلخ بعضی حرفا




چقدر سخته اون كسی كه اومد و كردت دیوونت هوساش وقتی تموم شد

 بگه پیشت نمیمونه



چقدر سخته اون كه می گفت واسه چشات میمیره بره و دیگه سراغی از

 تو و نگات نگیره



چقدر سخته تا یه روزی حرفای اون باورت شه نكنه یه روز ندامت راه تلخ

 آخرت شه



چقدر سخته كه دلی رو با نگات دزدیده باشی وسط راه اما از عشق یه

 كمی ترسیده باشی



چقدر سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی اما وقتی كه بهار شد یه جور

 ازش جدا شی



چقدر سخته واسه ی اون بشكنه یه روز غرورت اون نخواد ولی بمونه

 همیشه سنگ صبورت



چقدر سخته اون كه دیروز تو واسش یه رویا بودی از یادش رفته كه واسش

 تو تموم دنیا بودی



چقدر سخته یه شب واسه چیدن ستاره بری ولی تا رسیدی اونجا ببینی

 روز شد دوباره



چقدر سخته توی چشمای كسی نگاه كنی كه تمام مهرت رو ازت دزدیده و

 به جاش یه زخم همیشگی به قلب تو هدیه داده و به جای اینكه لبریز از

 كینه و نفرت بشی حس كنی كه هنوز دوستش داری



چقدر سخته وقتی پشتت بهش دونه های اشك گونه های تورو خیس كنه

اما مجبور بشی بخندی تا نفهمه كه هنوزم دوسش داری



چقدر سخته دلت بخواد دستت رو باز به دیواری تكیه بدی كه یه بار زیر آوار

غرورش همه ی وجودت له شده



چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچی

 جز سلام نتونی بگی


چقدر سخته گل خودتو تو یه باغ دیگه ببینی هزار بار تو خودت بشكنی وآروم

 زیر لب بگی:گل من باغچه نو مبارك

+ نوشته شده در  شنبه 22 آبان1389ساعت 1:17  توسط ღ•.•A •.•ღ  | 

من اگر پولدار بودم ...!

من اگر پولدار بودم ...!

كره ماه رو می خریدم ...
http://marshal-modern.ir/Archive/2009/10/6/00000001.jpg


اتاق نشمین خانه ام پنجره ای داشت با نمایی از كره زمین: 
http://marshal-modern.ir/Archive/2009/10/6/00000002.jpg


دندانهای الاغم را روكش الماس می كردم:
http://marshal-modern.ir/Archive/2009/10/6/00000003.jpg


خدمتكارم، پاریس! همیشه آماده خدمتگذاری بود:
http://marshal-modern.ir/Archive/2009/10/6/00000004.jpg

گیلاس نوشیدنی ام را از الماس طبیعی می ساختم:
http://marshal-modern.ir/Archive/2009/10/6/00000005.jpg

بر روی كشتی اختصاصی خودم ، گلف بازی می كردم:
http://marshal-modern.ir/Archive/2009/10/6/00000006.jpg


 

 

هواپیمای شخصی ام 24 ساعته آماده بود:
http://marshal-modern.ir/Archive/2009/10/6/00000007.jpg



فقط آب معدنی چشمه های هیمالیا را برای مصرف در توالت استفاده می كردم:
http://marshal-modern.ir/Archive/2009/10/6/00000008.jpgO




دستمال توالتم :
http://marshal-modern.ir/Archive/2009/10/6/00000009.jpg

 



استخر شنایم را از گرانترین عطرهای جهان پر می كردم:
http://marshal-modern.ir/Archive/2009/10/6/000000010.jpg



فقط یك متخصص طلا، می توانست ماشین مرا كه روكشی از طلا داشت بشوید:
http://marshal-modern.ir/Archive/2009/10/6/000000011.jpg


لپ تاپم الماس نشان بود ، پنتیوم 11 با Ram 30 Gig
http://marshal-modern.ir/Archive/2009/10/6/000000012.jpg


ماشین تشریفاتم:
http://marshal-modern.ir/Archive/2009/10/6/000000013.jpg

 
استراحتگاهم:
http://marshal-modern.ir/Archive/2009/10/6/000000014.jpg

 


خوب دیگه!
خیالات بسه!
برگرد
ید سر كارتون ! تنبلا!  
09.gif

12.gif12.gif12.gif

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 آبان1389ساعت 0:30  توسط ღ•.•A •.•ღ  | 

دوست داشتن به 21 زبان دنیا

English : I Love You

02) Persian : To ra doost daram

03) Italian : Ti amo

04) German : Ich liebe Dich

05) Turkish : Seni Seviyurum

06) French : Je t'aime

07) Greek : S'ayapo

08) Spanish : Te quiero

09) Hindi : Mai tumase pyre karati hun

10) Arabic : Ana Behibak

11) Iranian : Man doosat daram

12) Japanese : Kimi o ai shiteru

13) Yugoslavian : Ya te volim

14) Korean : Nanun tangshinul sarang hamnida

15) Russian : Ya vas liubliu

16) Romanian : Te iu besc

17) Vietnamese : Em ye^ Ha eh bak

18) Syrian/lebanese : Bhebbek

19) Swiss-German : Ch'ha di ga"rn

20) Swedish : Jag a"Iskar dig

21) Africans : Ek het jou l

+ نوشته شده در  جمعه 14 آبان1389ساعت 21:15  توسط ღ•.•A •.•ღ  | 

غم عشق


دختری بود نابینا

که از خودش تنفر داشت

که از تمام دنیا تنفر داشت

و فقط یکنفر را دوست داشت

دلداده اش را

و با او چنین گفته بود

« اگر روزی قادر به دیدن باشم

حتی اگر فقط برای یک لحظه بتوانم دنیا را ببینم

عروس حجله گاه تو خواهم شد »

.........

و چنین شد که آمد آن روزی

که یک نفر پیدا شد

که حاضر شود چشمهای خودش را به دختر نابینا بدهد

و دختر آسمان را دید و زمین را

رودخانه ها و درختها را

آدمیان و پرنده ها را

و نفرت از روانش رخت بر بست

.........

دلداده به دیدنش آمد

و یاد آورد وعده دیرینش شد :

« بیا و با من عروسی کن

ببین که سالهای سال منتظرت مانده ام »

.........
 
دختر برخود بلرزید

و به زمزمه با خود گفت :

« این چه بخت شومی است که مرا رها نمی کند ؟ »

دلداده اش هم نابینا بود

و دختر قاطعانه جواب داد:

قادر به همسری با او نیست

.........

دلداده رو به دیگر سو کرد

که دختر اشکهایش را نبیند

و در حالی که از او دور می شد گفت

« پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشی »
+ نوشته شده در  سه شنبه 9 شهریور1389ساعت 6:10  توسط ღ•.•A •.•ღ  | 

همه تاكسي دارن ما هم داريم..












ما هم داریم








+ نوشته شده در  سه شنبه 9 شهریور1389ساعت 2:0  توسط ღ•.•A •.•ღ  | 

اگه نفر قبلیتو گروگان بگیرن چکار میکنی؟

1_: اصلا اهمیتی نداره4_1_72.gif

 

2_    :آخ جون از دستش راحت شدیم  4_1_108.gif

 

3_:بهشون پول میدم بكشنش4_14_202.gif

 

4_   :تشویقشون میكنم به كارشون ادامه بدن4_1_2.gif

 

5_ :از گروگانگیرها به خاطر عمل خوبشون تشكر میكنم4_19_1.gif

 

6_:در غم از دست دادنش گریه میكنم4_9_3.gif

 

7_   :از ناراحتی شوكه میشم و سكته میكنم4_11_6.gif

 

 

8_:برای نجاتش دنبال راه میگردم   4_6_2v.gif

 

9_  :در غم از دست دادنش با برو بكس پارتی میگیریم101.gif

 

10_:مثل بروسلی میرم و نجاتش میدم7_5_132.gif

 

11_:میگیرم میخوابم ببینم فردا چی میشه4_8_4v.gif

 

 12_:همه رو قتل عام میكنم  14_6_12.gif

 

13_ :نجاتش میدم و مثل فیلم هندی مزدوج میشیم11_3_3v.gif

 

14_: صبر میكنم بكشنش بعد جنازه اشو با ناراحتی میبرم خاك میكنم ...minzdr.gif

 

15_   : باهاشون دعوا میكنم ...2mo5pow.gif

 

16_  : میرم یه حمام آب داغ میگیرم كه از فكرش بیام بیرون ...bathtime.gif

 

17_  : بهترین هفت تیركش رو استخدام میكنم كه نجاتش بده ...cowboypistol.gif

 

18_ : گرز من كو ؟؟ آااااااااااااااااااااااااای نفس كش ...susel.gif

 

19_ : در مورد گروگان گیری مصاحبه مطبوعاتی راه میندازم كه حسابی مشهور بشم ...interview.gif

 

20_  : از غصه سرمو می كوبم به دیوار ...dash2.gif

21_ : بی خیالش بابا .. میرم بازی میكنم ...treeswing.gif

 

22_ : میرم می ترسونمشون كه قبلی رو ول كنن ...hexer.gif

 

23_: من خودم گنده لاته محله ام ...  میزنم لت و پارشون میكنم ...kar.gif

 

24_     : منم گروگان بگیرین .. بدون اون من چطوری ادامه بدمممممممم...129fs1159965.gif

 

25_  :از بچه اش مثل بچه ی خودم نگهداری میكنم ...499kfok.gif

 

26_ : عضوشون میشم و برای نشون دادن حسن نیتم گروگانشونو میكشم ...pirates5B15D_th.gif

 

27_   : گروگان گیری یعنی چی ؟؟!89.gif

 

28_ : خودمو میزنم به كوچه علی چپ ...looksmiley.gif

 

29_  : دو دلم ... كمك كنم ؟؟ كمك نكنم ؟؟ 121.gif

 

30_ 36_17_2.gif پول جیرینگی میرم میدم  
31_  10_1_132.gif پول میلیونو كه نمیدم هیچ اگر زنده موند لهش میكنم  
 
 
 

32_0002014F.gifخودتون یکم ابتکار به خرج بدید دیگه !!!


من:نجاتش میدم و مثل فیلم هندی مزدوج میشیم11_3_3v.gif

نظر يادتون نره...

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 شهریور1389ساعت 1:57  توسط ღ•.•A •.•ღ  | 

ايميل

روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:

گیرنده : همسر عزیزم
موضوع : من رسیدم

میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه  !!

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 شهریور1389ساعت 22:7  توسط ღ•.•A •.•ღ  | 

جرا دوسم داري....

یک بار دختری حین صحبت با پسری که عاشقش بود، ازش پرسید:


- چرا دوستم داری؟ واسه چی می گی عاشقمی؟


- دلیلشو نمیدونم …اما واقعا” دوست دارم


- تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان کنی… پس چطور دوستم داری؟ چطور میتونی بگی عاشقمی؟


- من جدا”دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت کنم


- ثابت کنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی


- باشه.. باشه! میگم… چون تو خوشگلی، صدات گرم و خواستنیه، همیشه بهم اهمیت میدی، دوست داشتنی هستی، با ملاحظه هستی، بخاطر لبخندت...


- دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد


متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناکی کرد و به حالت کما رفت. پسر نامه ای رو کنارش گذاشت

با این مضمون:

عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا که نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟

نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم
گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت کردن هات دوست دارم اما حالا که نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم
گفتم واسه لبخندات، برای حرکاتت عاشقتم اما حالا نه می تونی بخندی نه حرکت کنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم


اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره
عشق دلیل میخواد؟
نه! معلومه که نه!!
پس من هنوز هم عاشقتم

نشر يادتون نره

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 شهریور1389ساعت 22:1  توسط ღ•.•A •.•ღ  | 

داستان عاشقانه(علي و مريم)ـ

شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مريم، دخترم ، در را باز کن. مريم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو.طمريم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مريم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مريم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه : 



سلام عزیزم. دارم برات نامه می نویسم. آخرین نامه ی زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه. کاش منو تو لباس عروسی می دیدی. مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟! علی جان دارم میرم. دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم. می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم. 



دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم. ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم. دارم میرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردی، یادته؟! گفتم یا تو یا مرگ، تو هم گفتی ، یادته؟! علی تو اینجا نیستی، من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟! داماد قلبم تویی، چرا کنارم نمیای؟! کاش بودی می دیدی مريمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه. کاش بودی و می دیدی مريمت تا آخرش رو حرفاش موند. علی مريمت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت. حالا که چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره. روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد، یادته؟! روزی که دلامون لرزید، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون، یادته؟! نقشه های آیندمون، یادته؟! علی من یادمه، یادمه چطور بزرگترهامون، همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند. یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش.. 




یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری. یادته اون روز چقدر گریه کردم، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه! می گفتی که من بخندم. علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم. هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیفته ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام. روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات. دارم به قولم عمل می کنم. هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ. پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم. نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه. همین جا تمومش می کنم. واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام. وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان! عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم. دلم برات خیلی تنگ شده. می خوام ببینمت. دستم می لرزه. طرح چشمات پیشه رومه. دستمو بگیر. منم باهات میام …. 




پدر مريم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه می کنه. سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه. آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو دستشه، چشماش قرمزه، صورتش با اشک یکی شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی حرفها توش بود. هر دو سکوت کردند و به هم نگاه کردند سکوتی که فریاد دردهاشون بود. پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست طراوت اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود. حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و طراوت بسته شده. حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت! مابقی هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که فرصتی واسه جبران پیدا نمی کنند…
+ نوشته شده در  دوشنبه 8 شهریور1389ساعت 9:39  توسط ღ•.•A •.•ღ  | 

آیا همه چی به نفع آقایان است!!!

اگر مرد زن نگیردعاقل است ولی اگر زنی شوهر نکند ، «بیخ ریش پدرش مانده» است.

اگر مرد شب ها تا صبحبیرون از منزل بماند، «مهمانی» بوده است ولی اگر زن بعد از غروب آفتاب بهمنزل بیاد «ددر» رفته بوده.

اگر مرد با خشونتصحبت کند «لحن مردانه» دارد و اگر زن با خشونت حرف بزند «بی ادب » است.

اگر مرد سهل انگارباشد «جوانمرد» است ولی اگر زن بردبار و با گذشت باشد «بی عرضه و شلخته» است.

اگر مرد ساعت ها باکسی در گوشی صحبت کند «کسب اخبار» است و اگر زنی همان قدر حرف بزند «پرگو» است.

اگر مرد در حضوردیگران به زنش محبت کند «مهربان و وفادار» است ولی اگر زن اینکار را انجامدهد «بی حیا» است.

اگر مرد پر خور باشد«خوش اشتها» است ولی اگر زن پر خور باشد «شکمو» است.

اگر مرد چهل سالداشته باشد «جوان» است و اول چلچلیش ولی اگر زنی سی و پنج سال بیشتر داشتهباشد «مسن» است

اگر مرد خراّج باشد«دست و دل باز است» و اگر زنی خراّج از آب در بیاید «خانه خراب کن» است.

اگر مرد خسیس باشد«مقتصد و صرفه جو» است و اگر زن بخیل باشد «گدا» است.

اگر مرد موهایش سفیدشده باشد «پخته و موقر» است ولی اگر زن موهایش قدری خاکستری باشد «پیرزن» است.

اگر مرد کم حرف باشد«متین و سنگین» است ولی اگر زن کم حرف بزند «از خود راضی و اخمو» است.

عزیزان این مطالب فقطجنبه طنز دارد و قصد اهانت به هیچ فردی را نداریم.

نظر يادتون نره

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 شهریور1389ساعت 9:20  توسط ღ•.•A •.•ღ  |